تبلیغات
افسر جوان

افسر جوان
جهاد مجازی در جهان مجازی  
قالب وبلاگ
نویسندگان

با فرض عینی‌بودن و واقعی‌بودن مشكلا‌ت مطرح شده در حوزه علوم اجتماعی، از قبیل سرراهی بودن، سكولا‌ر بودن، ناتوانی در پرداختن به مسائل ایران، تقابل با نظام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و... به اقدامی همه‌جانبه نیاز داریم. از این رو اولین گام طرح مناقشات فوق و بررسی ابعاد آنها و دستیابی به یك توافق نسبی میان اصحاب علوم اجتماعی است.

بی‌اعتنایی به مناقشه‌های اشاره شده و نادیده‌گرفتن اصحاب علوم اجتماعی به مثابه فقدان مشروعیت در پرداختن به مباحثی چون بازبینی و طرح مبانی جدید برای علوم اجتماعی و انسانی خواهد بود. البته هر فردی در هر موقعیتی می‌تواند از سرمایه شخصی و انرژی فردی‌اش برای طرح موضوعات مورد علا‌قه خود استفاده كند و در نهایت یافته‌اش را با دیگران در میان بگذارد، اما برای استفاده از سرمایه ملی برای طرح مباحث جدید به توافق میان جمع متخصص و با صلا‌حیت نیاز داریم. نیاز فردی و علا‌قه شخصی را نمی‌توان با سرمایه جمعی یكی كرد. ‌

در این فضا داعیه‌های متعددی مطرح شده است و هر كسی پیشنهادی برای رفع مشكلا‌ت علوم اجتماعی می‌دهد، مانند بازنگری در مبانی علم در ایران، اسلا‌می كردن علوم اجتماعی، نظریه‌پردازی در علوم اجتماعی، تاسیس و طراحی درس، كلا‌س، كرسی و رشته جدید و... اگر چه هر یك از این پیشنهادات می‌تواند منشا تحولا‌تی باشد، اما در صورت عدم دقت در طرح و ادامه كار منشا بحران در حوزه علم و معرفت خواهد شد. به عبارت دیگر، تلا‌ش‌های بیهوده برای رفع مشكل، منشا شكل‌گیری مشكل جدید می‌شود. مشكل جدید هم از سنخ و نوع مشكلا‌ت قدیم نخواهد بود. در توضیح بیشتر این مساله، به نقش مثبت و تخریبی نظریه‌پردازی و تاسیس كرسی‌های متعدد نظریه‌پردازی در نظام آموزش ایران اشاره می‌شود.


نکته: بنابه سخنان حضرت آقا کرسی ها نه به  معنای مناظره مباحثه مناقشه مشاجره نیست بلکه دارای اصول مبنایی تری است ولزوما به مدل های پیشین هم نیست.

کرسی ها به معنای مناظره نیست

چیستی نظریه‌پردازی

نظریه‌پردازی، فعلی نیست كه از روی اراده به واسطه سازمانی تحقق یابد. اگر این‌گونه بود كه بسیاری از كشورها و دولت‌ها می‌توانستند با صرف هزینه‌ای در حوزه‌های جدید به پیشرفت‌های بزرگی دست یابند. در حالی كه می‌دانیم نظریه‌پردازان بزرگ بدون اینكه برنامه‌ای از طرف دولتی و گروهی وجود داشته باشد، ظهور می‌كنند. این نوع تلا‌ش و معرفت خود انگیخته، پنهان و نتیجه ناخواسته عمل جمعی دانشمندان طی زمان است. نظریه‌پردازی به فعلی گفته می‌شود كه در فرآیند تعامل بین دانشمندان محقق شده و در گذر زمان مورد كشف دیگری قرار می‌گیرد. از طرف دیگر، نظریه‌پردازی در صورت وجود سنت محقق و ادامه داری به‌دست می‌آید كه تكرار و بقا و ثبات ساختاری و سازمانی وجود داشته باشد. در این فضا نیاز اصلی بر زنده بودن جامعه، فرهنگ و محقق است. ‌

دنبال کنید ادامه مطلب را:


ادامه مطلب

طبقه بندی: وظیفه یانتیجه، آموزشی،
برچسب ها: كرسی نظریه‌پردازی،
[ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ مجاهد ]

  «آزاد اندیشی» و «آزادی اندیشه» دو مفهومی هستند که تحقق جنبش نرم افزاری بدون اعتنا و اتکای به آنها امکانپذیر نخواهد بود. این دو مفهوم هر یک به نوعی دارای صبغه های توامان فردی و اجتماعی هستند، اما به نظر میرسد، «آزاد اندیشی» به عنوان یک خصلت بنیادین در منظومه خصایل خاص انسانی، بیش از بار اجتماعی دارای صبغه و زمینه فردی است و بالعکس، «آزادی اندیشه» علیرغم سویه های فردی بارز، دارای تبار غالبتر اجتماعی و مدنی است. از سویی دیگر می توان وجود مولفه ها و الزامات آزادی اندیشه در هر جامعه را از شروط و مقومات آزاد اندیشی در میان آحاد گوناگون آن جامعه دانست. به این ترتیب ابعاد اجتماعی آزادی اندیشه و الزامات فلسفی، سیاسی و حقوقی آن را می توان به نوعی زیربنای رواج آزاد اندیشی در میان سطوح گوناگون جامعه دانست.

آزاد اندیشی و آزادی اندیشه هر دو در مقوله ای به نام آزادی مشترکند، آزادی نیز به نوبه خود دارای تبار مفهومی و معنایی خطیر و پر مناقشه ای بوده است و به تبع آن این مناقشات و ابهام ها به مفاهیم مرکب از آن نیز سرایت نموده است. بگفته منتسکیو: «هیچ کلمه ای به اندازه کلمه آزادی اذهان را متوجه نساخته و به هیچ کلمه ای معانی مختلف مانند آزادی داده نشده است» (1) در اندیشه غرب كه بیشتر تحت سیطره دیدگاههای منسوب به لیبرالیسم است، آزادی فی نفسه یك هدف و حتی بالاترین هدف است: «آزادی وسیله رسیدن به یك هدف متعالیتر نیست بلكه فی نفسه عالیترین هدف است». (2) و در واقع این واژه معمولا به صورت«آزادی از چیزی» تعریف می‌شود و نه «آزادی برای منظوری»(3) در این دیدگاه: «انسان آزاد كسی است كه اگر میل به انجام كاری داشته باشد و ذكاوت انجام آن را داشته باشد با مانع مواجه نشود.»(4) از سوی دیگر در فرهنگ فارسی، اندیشه به معنای «تلاش ذهنی برای شناخت» به کار رفته است(5). و آزادی اندیشه نیز به معنای «آزادی انسان در به کارگیری روش‏های عقلانی منطقی در جهت کشف حقیقت، بدون آن‏که دیگران، او را به گام برداشتن در راه‏های معیّنی ملزم سازند که به نتایج از پیشْ تعیین شده (درست یا نادرست) بینجامد.» (6).



ادامه مطلب برچسب ها: آزاداندیشی،
[ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ مجاهد ]

راستش درشرایط فعلی که نباید راحت فضاوت کرد و حکم داد و نسخه پیچید صلاح دیدم مطلبی رو نشر بدم که راه قضاوت وفکر کردن رو آسانتر کنه! 

حجة الإسلام سیدکمیل باقرزاده: یکی از بیماری‏های اجتماعی ما که گویا تبدیل به یک اپیدمی خطرناک هم شده است، علاقه افراطی به مسائل حاشیه‏ای و فرعی است. گویا حاشیه‏ها جذابیّتی دارند که در متون یافت نمی‏شود! یادش بخیر، در اوایل طلبگی اساتیدمان با این بیت کنایه‏آمیز به ما هشدار می‏دادند که «ألا یاأیّها الطّلاب ناشی، علیکم بالمتون لا بالحواشی»! امّا این روزها گویا باید خطاب این جمله‏ی نغز را از طلاب به عموم جامعه و خصوصاً رسانه‏ها بازگرداند تا شاید کمی به متون و مسائل اصلی بیش‏تر توجه کنند!

این روزها گویا اصلاً نان بعضی رسانه‏ها و رسانه‏ای‏ها در حاشیه‏سازی و حاشیه‏پردازی تأمین می‏شود؛ اگر یک روز بی‏حاشیه طی شود، گویا گم‏شده‏ای دارند! در ورزش، در سیاست، در فرهنگ، در اقتصاد و حتی در معنوی‏ترین مسائل حیات انسان، گویا باید حتماً حاشیه‏ای پیدا کنند و چند روزی خود و مخاطبان رسانه‏ها را به آن مشغول سازند و اصول و متون را به باد غفلت و فراموشی سپرند.
 
خیانت بزرگی که حاشیه‏سازها و حاشیه‏پردازها به جامعه می‏کنند همین است که مخاطب را از اصل ماجرا، از آنچه که به آن نیاز حیاتی دارد و از چیزی که توجه به آن می‏تواند ضامن سعادت دنیوی و اخروی مخاطب شود، دور می‏کنند و به‏جای آن، حاشیه را پررنگ می‏کنند و به‏عنوان متن به‏خورد مخاطب بی‏چاره می‏دهند. لازم نیست برای اثبات این ادّعا خود را زیاد به زحمت بیندازیم؛ کافی است همین الآن به پر بازدیدترین صفحات سایت‏های خبری مراجعه کنید! کدام خبرها (یا به تعبیر بهتر، شبه‏خبرها) بیشتر مورد اقبال مخاطب قرار گرفته‏اند؟! متن‏ها یا حاشیه‏ها؟!
 
خیانت بزرگ‏تر این‏دست رسانه‏ها «تغییر ذائقه‏ی مخاطب» است. انسان، فطرتاً جویای حقیقت و طالب اصل است، نه فرع و حاشیه؛ امّا بازی‏های رسانه‏ای، روزبه‏روز مخاطب خود را از این فطرت الاهی دور و دورتر می‏کند، تا جایی که حتی در ذهن مخاطب هم جای متن و حاشیه عوض می‏شود. این یک «کودتای رسانه‏ای» است! کودتایی خزنده که فرع را به‏جای اصل می‏نشاند و اصل را از صدر به ذیل می‏کشاند تا در محاق فرو رود. تأسّف‏آورتر این است که رسانه، تقصیر را به گردن خودِ مخاطب می‏اندازد و چنین توجیه می‏کند که چون مخاطب چنین می‏پسندد، من هم چنان می‏کنم!
 
حالا به این دو مثال توجه کنید تا به عمق خیانتِ (عمدی یا سهوی) رسانه‏ها پی ببرید.
 
1- پیکر بی‏سرِ سرداری رشید پس از 27 سال دوری از وطن، به میهن اسلامی بازمی‏گردد. در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان دیگر نیازمند نوشیدن جرعه‏ای زلال از شراب طهور شهادت و ایثار است، رسانه‏ها بازی حاشیه‏ای خود را آغاز می‏کنند و بحث‏ها درباره تشکیک در صحّت انتساب پیکر یافت‏شده به سردارِ بی‏سر دفاع مقدّس بالا می‏گیرد. اصل داستان فراموش می‏شود و خبری که باید همچون پُتکی سنگین بر سر خواب‏آلود جامعه وارد می‏آمد و مخاطب غرق غفلت و مادّیت را به‏خود می‏آورد و تذکّر می‏داد و تلنگر می‏زد، در این بازی رسانه‏ای گم می‏شود و این بحث‏ها دست‏آویزی برای جدل‏های بی‏هوده و تمسخر ارزش‏های فراموش‏شده‏ی جامعه می‏شود.
 
2- در ماجرای پذیرش استعفای وزیر اطلاعات، مخالفتی از سوی رهبر انقلاب صورت می‎گیرد؛ رهبری در چند سخن‏رانی پی‏درپی به فرعی بودنِ مسأله اشاره فرموده و کم‏اهمیّتی آن را گوش‏زد می‏فرمایند و حتی صراحتاً از رسانه‏ها به‏دلیل جابه‏جا کردن اصل و فرعِ ماجرا و دامن‏زدن به حاشیه‏ها و نگرانی‏ها گلایه می‏کنند؛ امّا «دیکتاتوری رسانه‏ای» به این راحتی‏ها دست از سیره‏ی سیّئه‏ی خود بر نمی‏دارد. همه‏ی این بازی‏ها در شرایطی اتفاق می‏افتد که مسأله‏ی اصلی کشور در حوزه‏ی داخلی، «جهاد اقتصادی» است و در حوزه‏ی بین‏المللی، «جنبش بیداری اسلامی» است. صد افسوس که این «متون» به راحتی، در پیش پای «حواشی» قربانی می‏شوند و امپراطوری رسانه‏ای فاتحانه و مغرورانه از گودی قتل‏گاه اصول بیرون می‏آید!
 
خروج از بحران جابه‏جایی متون و حواشی، جز با تمسّک به راهبرد حکیمانه‏ای که رهبر فرزانه‏ی انقلاب تحت عنوان «اصلی‏ـ‏فرعی کردنِ مسائل» مطرح فرمودند ممکن نخواهد بود. البته این راهبرد به معنای نادیده‏انگاریِ حواشی و سکوت در مواجهه‏ی با فروع نیست. اصلی‏ـ‏فرعی کردن مسائل یعنی رعایت «عدالت رسانه‏ای» در برخورد با حوادث و اتفاقات موجود در جامعه؛ عدالت هم یعنی «إعطاء کلّ ذی‏حقٍّ حقَّه»؛ یعنی «وضعُ کلِّ شیءٍ فی موضعِه»؛ یعنی به مسأله‏ی اصلی در حدّ و اندازه‏ی اصل پرداخت و روی مسأله‏ی فرعی هم در قدّ و قواره‏ی فرع سرمایه‏گذاری کرد.
 
البته نباید این نکته را هم از ذهن دور داشت که گاه یک مسأله‏ی فرعی، به صورت بالقوّه پتانسیل تبدیل به یک خطر و مسأله‏ی اصلی در آینده را دارد. در این موارد البته حکم مسأله متفاوت است که باید راهبرد ظریف‏تری برای مواجهه‏ی با این‏گونه مسائل در پیش گرفت. شاید در نوشته‏ای جداگانه این مسأله را بیش‏تر باز کردم.
امیدوارم همیشه درمسیر حق که همان راه ولایت است استوارباشیم،انشاءالله!



طبقه بندی: بسیجی، تحلیلی،
برچسب ها: تغییر ذائقه‏ی مخاطب، رسانه،
[ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ مجاهد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اهداف وبلاگ :
شناخت محیط سایبری مجازی
ضرورت مواجهه باقدرت نرم ونقش آفرینی مجازی
آشنایی وتعامل با واقعیت موجود در گستره سایت ها
جنگ الکترونیکی روانی و حمله هکرها
جهادمجازی درجهان مجازی
وبلاگ نویسی موثر وارزشی
شبیه سازی وبازی های رایانه ای
تولید محتوا رسانه ای
نقش IT درمواجهه باجنگ نرم
افزایش سواد اطلاعاتی ورسانه
ایجاد قدرت تفکر نقادانه
حضور درمحیط الکترونیکی
آشنایی باابزار مدرن برای کشف ناشناخته های جهان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :